نيستا
شاید بتوان از همه چیز گفت و گفت تا سکوت ناگفته زندگی را به تصویر کشید
 
جمعه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۸ :: ۱۱:٠٢ ‎ق.ظ :: نويسنده : نیستا

شاید اون روز بخندم به همه آرزوهام.

شایداون روز بخندم به هر چی که امروز براش اشک ریختم.

شاید اون روز بخندم به همه نداشته های الانم.

شای اون روز بخندم به همه دلخوری های بی حد و اندازه خودم.

اون روز چه روزیه؟

یکی که منو نمی شناسه نگرانم میشه و کسی که هر روز منو می بینه بی تفاوته! راستی اصلا منو می بینه؟ می بینه ناراحتم، خوشحالم، گریه می کنم، می خندم، زشتم، خوشگلم؟؟؟

راستی حکایت این در و تخته چیه؟ خدا جور می کنه یا خودمون؟ اگه خودمونیم که وای به حالمون اگه نجار خوبی نباشیم....

نیستا



 
درباره وبلاگ
نیستا

شاید لازم نیست از خود بگوییم. شاید نیاز داریم شناخته شویم و بشناسیم. نمی خواهم بودنم را به اجبار عرضه کنم بر زندگی و زندگان...من همینم. هر که دوست دارد احساسم را اینجاست و هر که دوست تر دارد دوباره سر می زند و می پرسد چگونه ای! چه ساده می توان گفت و شنید

موضوعات
 
صفحات وبلاگ
نويسندگان
پيوندها
بهترين قالب هاي وبلاگ

RSS Feed