نيستا
شاید بتوان از همه چیز گفت و گفت تا سکوت ناگفته زندگی را به تصویر کشید
 
پنجشنبه ۱٩ دی ۱۳۸٧ :: ۱٠:٤٧ ‎ق.ظ :: نويسنده : نیستا

 

نمی دونم چی بگم از قیافه ها و تیپ هایی که این چند روز تو خیابون ها دیدم. من که بیرون نرفتم ولی زمانیکه با ماشین از خیابانها رد می شدم برای رفتن به خونه اقوام... وای, چقدر زننده و چندش اور بود. من نفهمیدم عروسی بود یا عزاداری. من دلیلی برای بیرون رفتن از خونه ندارم و بیرون نمی رم ولی اونهایی که بیرون هستند, به چی اعتقاد دارن؟؟؟؟



 
درباره وبلاگ
نیستا

شاید لازم نیست از خود بگوییم. شاید نیاز داریم شناخته شویم و بشناسیم. نمی خواهم بودنم را به اجبار عرضه کنم بر زندگی و زندگان...من همینم. هر که دوست دارد احساسم را اینجاست و هر که دوست تر دارد دوباره سر می زند و می پرسد چگونه ای! چه ساده می توان گفت و شنید

موضوعات
 
صفحات وبلاگ
نويسندگان
پيوندها
بهترين قالب هاي وبلاگ

RSS Feed