نيستا
شاید بتوان از همه چیز گفت و گفت تا سکوت ناگفته زندگی را به تصویر کشید
 
سه‌شنبه ۱٥ بهمن ۱۳۸٧ :: ٩:۳٢ ‎ق.ظ :: نويسنده : نیستا

تمامی تنم گم شد در آن بی واژه من بودن

چه تنها شد من آخر، چقدر سخته زمین بودن

گذشت و عشق می خواهد زمین ماندن

صبوری، تشنگی می خواهد این موندن

نمی دانم چرا هر شاخه ی بی حاصلی را خشک می خوانیم

نمی دانم چرا این خاک را بی رشد می دانیم

صبوری یادمان رفته، عجولیم و عبوس و تلخ

گمانم خسته ی خودخواهی خود، سنگ می مانیم

نیستا



 
درباره وبلاگ
نیستا

شاید لازم نیست از خود بگوییم. شاید نیاز داریم شناخته شویم و بشناسیم. نمی خواهم بودنم را به اجبار عرضه کنم بر زندگی و زندگان...من همینم. هر که دوست دارد احساسم را اینجاست و هر که دوست تر دارد دوباره سر می زند و می پرسد چگونه ای! چه ساده می توان گفت و شنید

موضوعات
 
صفحات وبلاگ
نويسندگان
پيوندها
بهترين قالب هاي وبلاگ

RSS Feed