نيستا
شاید بتوان از همه چیز گفت و گفت تا سکوت ناگفته زندگی را به تصویر کشید
 
پنجشنبه ٢٤ بهمن ۱۳۸٧ :: ۸:٥۱ ‎ق.ظ :: نويسنده : نیستا

 

پس چرا این گوشه افتاده است

آن برگ گل شاداب را گویم

همیشه ناب را گویم

همیشه پاک...

 

چرا آوای دردم را کسی یارای گفتن نیست؟

می هراسم من

از تو ، از گفتن، از این تقدیر

مرا یارای رفتن نیست

چرا یک گوشه افتاده من بی فهم؟

به من جرات بده

من می توانم قاب های خانه را روشن کنم با عکس

می روم از خانه خاطرهای خوش آرم

می روم مادربزرگم را به یاد آرم

می روم خود را بفهمم از نیاکانم

آری! آری! آدمی این است

نیک و بد اینجاست

و من تصویری از آینده ی دیروزها هستم

نیستا



 
درباره وبلاگ
نیستا

شاید لازم نیست از خود بگوییم. شاید نیاز داریم شناخته شویم و بشناسیم. نمی خواهم بودنم را به اجبار عرضه کنم بر زندگی و زندگان...من همینم. هر که دوست دارد احساسم را اینجاست و هر که دوست تر دارد دوباره سر می زند و می پرسد چگونه ای! چه ساده می توان گفت و شنید

موضوعات
 
صفحات وبلاگ
نويسندگان
پيوندها
بهترين قالب هاي وبلاگ

RSS Feed