نيستا
شاید بتوان از همه چیز گفت و گفت تا سکوت ناگفته زندگی را به تصویر کشید
 
دوشنبه ۱٧ فروردین ۱۳۸۸ :: ۱٢:۱٠ ‎ب.ظ :: نويسنده : نیستا

به سوی چی داریم میریم؟ بعضی وقتها فکر می کنم داریم به آخر زمان نزدیک می شیم چون همه چیز روز به روز بد و بدتر میشه. نمی دونم این فقط نظر منه و تنها من چنین احساسی پیدا کردم یا اینکه بقیه هم با من هم عقیده هستند. انگار دیگه هیچ چیز و هیچ کجا برای آدم لذت بخش نیست. چی به سر دنیا اومده؟ به نظر در گردباد بحران ها غوطه وریم و روز به روز بیشتر فرو می رویم. دلم می خواد شاد و خوش باشم ولی زندگی نمی ذاره، همش دردسر و اتفاق های جور وا جور. انگار آدم ها به جون هم افتادند و فقط می تونن دعوا کنن.

 

نیستا



 
درباره وبلاگ
نیستا

شاید لازم نیست از خود بگوییم. شاید نیاز داریم شناخته شویم و بشناسیم. نمی خواهم بودنم را به اجبار عرضه کنم بر زندگی و زندگان...من همینم. هر که دوست دارد احساسم را اینجاست و هر که دوست تر دارد دوباره سر می زند و می پرسد چگونه ای! چه ساده می توان گفت و شنید

موضوعات
 
صفحات وبلاگ
نويسندگان
پيوندها
بهترين قالب هاي وبلاگ

RSS Feed