آن بالا

دست هایم را حلقه کرده ام دور چشمانت!

می خواهم از آن من باشد شادمانه هایش و غم هایش....

ثابت می شود به دلت که من رنگ های زنده دارم و تو می توانی قلموی زندگی را

آرام تر از همیشه مملو از رنگ کنی.

مدام دلخوش کنک هایت را بازی خواهم کرد

 

هیجان بالا رفتن از درخت، چشم هایم را شعله ور ساخته است...

من به سادگی دستم را به سویت دراز می کنم و می گویم:

برویم آن بالا؟

 

کمی منتظر می مانم...

-         چه شده است؟

و تو سکوت کرده ای ... مردد....

 

-         چه کنم دستم را؟

زل زدن هایت مرا پر از گلایه می کند.

اما خواستن من ساده بود... مثل همیشه....

اگر رنگی هست برای بیشتر خوش بودن است والا من یک رنگ بیشتر ندارم!

 

/ 38 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
یاسین م

مداد رنگی ها را یه وقت امتحان نکنی ،‌چون گولت زدم [شیطان] خوردنی نیستن ... مسموم میشی اونوقت بی نیستا میشیم [نیشخند][سبز]

یاسین م

خیلی خوبه که توی انتخاب همسر دقت زیاد کنی ولی هرچقدر هم تو انتخاب همسر دقت کنی باز یه جا کم کاری میکنی البته تو نه دلته کم کاری میکنه [سوال][سبز]

یاسین م

راستی یه سوال؟ نیستا یعنی نیستی یا کسی نیست [نیشخند] یا میخاستی بگی کسی اینجا نیستا [شوخی]

محمد(سلام بر زندگی)

و تو! - دختر بی بازگشت ِ گریه ها! - از یاد نبر که ساده نویسی، همیشه نشان ساده دلی نیست! پس اگر هنوز بعد از گواهی گریه ها در دفترم می نویسم: « باز می گردی» به ساده دل بودنم نخند! اشتباه ِ مشترک ِ تمام شاعران ِ این است، که پیشگویان خوبی نیستند!? یغما گلرویی[گل]

محمد(سلام بر زندگی)

سلام نیستای مهربان عصر آدینه ات زیبا مهربان ممنونم از لطف و محبتتون خوشحالم که نوشته ام باعث رضایتمندی شماست[پلک]

محمد جواد

انریکه ایگلسیاس در سوگ زلزله زدگان هایتی می خواند ...

محمد

سلام اما خواستن من ساه بود..مثل همیشه... خیلی معنا دارد(حداقل برای من) سپاس[گل]