نمایشگاه

بعد 4 روز بالاخره تموم شد دیروزنمایشگاه.  خونه که رسیدم ولو شدیم رسما. حالا بابا مامان تازه منو دیدن میخوان حرف بزنن. مامان خودش اومد تو اتاق پیشم و حرفیدیم. بعدش دیدم خیلی دختر بی نزاکتی شدم. رفتم بیرون رو کاناپه افتادم که بابا رو هم ببینم.

پدرجان هوس کرده بودند پیاده برن شام بخرن. هر چی به همسر گفتند آن همسر زیر بار نرفتند و اظهار بی تمایلی کردند. آخر سر آمدند سراغ دختر جان.

بابا: نیستا پاشو بریم یه هوایی بخوریم شام بگیریم بیایم.

نیستا: جان؟ قربونتون برم. ما چهارروزه داریم هوا می خوریم مدام. تازه از هواخوری نمایشگاه برگشتیم. داریم جان به جان آفرین تقدیم می کنیم. شما با همسر گوگولی برین.

نیستا: ماماااااااااااااااااااان . هوا عالیه جون خودت. پاشو برو.

فکر می کنین آخر این ماجرا به کجا کشید؟ دلم سوخت واسه بابایی. خودم رفتم باهاش.

خاطره اول: نمایشگاه خدایی عالی بود. مراجعه کننده زیاددددددددددددددددد. بیشتر اشانتیون می خواستن یا برای گرفتن سفارش غذا اومده بودن. ما تو بخش رنگ و رزین و کامپوزیت و پوشش های صنعتی بودیم. نمایشگاه صنعت نان هم همزمان بود.

نیستا: آقا خیلی نون هاتون خوشمزه است.

آقا: خانوم مگه تست کردین؟

نیستا: بده تست نکرده تعریف می کنم؟  از قیافشون معلومه دیگه. خوبه عین کنه وایسم بگم نون بدین بخورم؟ تا حالا یه خانوم متشخص از نون هاتون تعریف نکرده؟مژه

 

خاطره دوم: یه مهمون فرانسوی داشتیم. کلی نشستیم در مورد کار صحبت کردیم. دیگه آخراش بود. مهمان حرف زد  و من سکوت کردم.

مدیر: خانوم چی گفتن؟ متوجه نشدین این قسمت رو؟ چرا لبخند میزنه؟ موافقه با شرایط ما برای اخذ نمایندگی؟

نیستا: والا چی بگم؟ حتما می خواین بدونین؟سوال

مدیر: بله. اگه متوجه نشدین بگین دوباره تکرار کنن!

نیستا: سبزنه نه. همون یه بار کافیه.... آخه گفت موهاتون خیلی قشنگه و دوسشون دارم. و در ضمن من زیاد میام ایران دنبال یه لیدی هستم برای دوستی!

مدیر: تعجبخانوم بگین دیگه فرصت نیست. لطفا پیشنهاداتشون رو ایمیل بزنن!

 

 

راستی............ یه عالمه دوستای قدیمی مو تو نمایشگاه دیدم. آخ جوووووووووووووون

 

 

 

/ 17 نظر / 3 بازدید
نمایش نظرات قبلی
رنگارنگ

....ღ♥ღ ..ღ♥ღ ..ღღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღ ...ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღღ .......................ღ♥ღ ...........ღ♥ღ...ღ♥ღ ...........ღ♥ღ ...........ღ♥ღ.........ღ♥ღ.....ღ♥ღ ...........ღ..ღ♥ღ.......ღ♥ღ.....ღ♥ღ ...........ღ......ღ♥ღ.....ღ♥ღ.....ღ♥ღ ...........ღ♥ღ♥ღღ♥ღღ♥ღ♥ღ♥ ......ღ♥ღ ...........ღ♥ღღ♥ღ♥ღ♥ღღ♥ღღ♥........ღ♥ღ ....................................................ღ♥ღ ..........................ღ♥ღ............ღ♥ღ..ღ♥ღ ..........................ღ♥ღ............ღ♥ღ..ღ♥ღ ..............................ღ♥ღ................ღ♥ღ ..............................ღ♥ღ...............ღ♥ღ ..................................................ღ♥ღ

سحر

سلام نيستاي عزيز...خسته نباشي منم از اون نون ها مي خوام...

محمد علینقیان

سلام. ممنون از نظرتون. یک سوال؟ : به نظر شما کجا پیدام میشه؟! [گل]

ا و را ن و س

ســــــــــــــــلام نیستا جون: چطوری؟ خسته نباشی چه نون هایی به به به نظر خیلی خوشمزه میان باید از اینا بخریم میگن بدون دور ریزه [پلک]

ا و را ن و س

چه سوژه های جالبی به پستت می خوره[زبان] فک کنم زیاد ازش خوشت نیومد[شوخی] این نشون میده مردا همه سر و ته یه کرباسن چه این ور آب باشن چه اون ور آب!!!

مهرداد

مرسی ار نظرتون در ضمن خسته نباشید به خاطر پایان نمایشگاه ...

morvarid_hamraz

salam nista jon khobi? sorry ke enghad dir shod in chan rooze asan vaght nemishod sharmande dge, hesabi khaste nabashi az babate namayeshga axesh ke kheili khoshgel bod hatman khodesham kheili khob bode

sepideh

خسته نباشی خانومی[گل]