عددها را می توان شمرد یا احساس را

 

چقدر عاشق زیاد است و عشق کم!

؟

شمرده شمرده حرف زدن من آزارت می دهد؟

... از آن روزی بترس که تک تک دوستت دارم هایت را  بشمارم!!!!

کم نیاوری! تو؟ نه.... شاید عددها را می گویم! ... شاید.

می دانی؟

به اینجا که می رسم دوست دارم بگم: " اصلا به من چه!"

 

هر چند .... اهل این حرف ها نیستم... رهایی قانون من است.

 من آنگونه نیستم که برای خود بپسندم و برای تو نه!

پس موقع خداحافظی لبخندی از مرا خواهی داشت و جواب کوتاه مرا: "خدانگهدارت!"

 

از اول هم گفتم... چقدر عاشق زیاد است و عشق کم!....

باز هم خواهم گفت به نظرم!

و شما؟

 

 

این مال من نیست ولی دوسش دارم:

 یادت باشه سر قله هم که باشی می گیرمت... ولی پر و بالت بسته نمیشه!

 

 

/ 29 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مجید

من که میگم چقدر عاشق زیاده در حالیکه اصلا چیزی بنام عشق بین ادما وجود نداره!

پریسا

سلام چی شده انگار دلت گرفته نوشته ات زیاد شفاف نبود منظورم رو می گیری که ‘ چی می گم [ماچ]

روشنفکرنما

سلام وبلاگ بسیار زیباییی دارید ممنون از نظرتون و ممنون از اینکه لینکم کردید من هم شما رو لینک می کنم....

روشنفکرنما

نه دوست عزیز من عاشق نمی شم این بازگویی یک خاطره است... ممنون از نظرتون

امید

نه دیگه نمیشه همیشه مزاحم بزرگترا شد...همین نسخشون خوبه [نیشخند] توام تمرین نکن.......دوپینگ کن راحت تره[نیشخند][زبان]

امید

من هميشه به ننظر بزرگترا احترام ميزارم[دروغگو][نیشخند] آفلين دخمل خوف.....ديگه تمرين نكن سوسكم شدي فداي سرت مهم نيست[پلک][نیشخند]

امید

پستاي بلاگتو تا حالا نخونده بودم[خجالت] ولي خوشمل بودن...الان خوندمشون[زبان]

امید

ای بابا حالا یه بار ما ادب به خرج دادیم همه گیر میدن تو کار بزرگترا دخالت نکن توام [نیشخند]