وجدان

دلم گرفته خدایا... بیا حرف بزنیم.

من بپرسم از بنده هایی که به نظرم زشتن و تو بگی چی میشه که بعضیا یادشون میره فقط حق دارن از دسترنج خودشون استفاده کنند برای زندگیشون.

من بپرسم چطور میشه بد بود و شبا خواب راحت داشت و تو بگی آدم بدا چطوری می خوابن!

من بپرسم...

خدا جونم چی شد؟ نمیخوای چیزی بگی؟

قول میدم دیگه بغض نکنم...

تو رو جون خودت باهام حرف بزن...

خدا رفت! چقدر شرمسار بود از وجود بنده های بدش.

/ 50 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مهـــــــــران

سلام دوست عزیز کهنه درخت رو که بخاطر داری؟ مدتی بود ازت خبری نداشتم و رد پای شما رو تو کهنه درخت ندیدم. به همین خاطر اومدم بهت سر بزنم و بار دیگر ازت بخوام که بیای به کهنه درخت به یاد قدیم های نه چندان دور. مطمئنا از این به بعد بیشتر پیشت خواهم اومد و نیومدنهای قبلی رو جبران خواهم کرد. منتظرت هستم. پایدار باشی

سپیدار

منم دلم تنگ می شه خیلی وقتها...... مرا بخود بخوان ازین همه عبور. جهان من جداست. مسیر روح من مدار نا خلف ترین ستاره هاست. مرا صدا بزن ازین زمین کور.

انسانم آرزوست

یک شبی مجنون نمازش را شکست بی وضو در کوچه لیلا نشست عشق آن شب مست مستش کرده بود.....[گل]

سپیده

خدا رفت ....!!! گاهی واقعا شرمسار رفتار همنوعانم میشم وقتی مطمئن میشم آدمم و شک میکنم به آدم بودن بعضی ها

سپیده

دلم برات تنگ شده هاااااااااااااا به سکوتم نگاه نکن دلم یه چیز دیگه میخواد

سپیده

در ضمن چقدر این جمله ی آخرت ته دلم رو خال کرد "خدا رفت " دلم براش تنگ شده واسه عوارضی گرفتن هاش واسه جریمه هاش و زندونی کردن هاش ...

ارمغان

سلام اگه خدا رو درون خودمان بدانیم میتوانیم خدا را شرمسار نبینیم به امید دیدار به روزم

نیما

خب ديگه همين بنده هاي بد باعث ميشن كه تو بيشتر بري پيش خدا.... شايد خدا هم بدش نمياد! [لبخند]

نیما

خب ديگه همين بنده هاي بد باعث ميشن كه تو بيشتر بري پيش خدا.... شايد خدا هم بدش نمياد! [لبخند]