جیب پر از وزنه برای مانکن شدن

بچه ها اون حسابداره بود که گربه چشم آبی آورده بود بعد عکس گربه ای که من گذاشتم چشم قهوه ای بود بعد شماها به من خندیدین! یادتون؟ خیلی بیجا کرد هر کی خندید.

 

چندروز پیش می خواست بره از این دکترا که وزن می کنن رژیم میدن بشی مانکن. چشمتون روز یخزده نبینه!

هر چی داشت به خودش آویزون کرده بود. اون  روز گرم بود ولی یه لباس پوشیده بودا انقدر گرم که هیچکدومتون عقلتون نمی رسه.

این گردن بند سنگینا هست 52 کیلو وزن داره ولی مده، فکر کنم 2 تا از اونا انداخته بود. دستبند در سطح بازداشت به دست هاش بود. بعد یهو چند تا وزنه کوچیک نشونم داد. گفتم اینا چیه دیگه؟ گفت اینا رو هم می خوام بذارم توی جیبام.

من چشام تا به تا شده بود. درست تا به تا عین حالت چشمک خیلی خوشگل.

گفتم چرا؟

گفت میدونی آخه.... اینا وزن رو چند کیلو پایین می گن که بعدن بگن زیاد لاغر شدی و کارمون خوب بوده. منم میخوام سنگین وزن باشم!!!!!!!

نیستا چی باید بگه؟ آخه فلان فلان شده اعتماد نداری چرا میری؟ الان تا عصر اون گردنت

می شکنه مچ دستتم خشک میشه می افته....

 

راستی این عزیز الان از دست شرکت رفته خدا رو شکر. دیگه نیست اینجا. به یادش نمی دونم چی کار کنم. پیشنهاد بدین ولی به خدا انتقاد کنینااااااااااااااااااااااا.... دوباره از مرگ می نویسم همتون ترس بیفته تو یقه بولیزهای چرکتون.

/ 29 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ا و را ن و س

از هرچی دوس داری بنویس خود مرگ ترس نداره بعد مرگ به نظرم کمی ترسناکه

بیقرارترین

غریبم و غریبانه زندگی می کنم همه دوست و همراه اما غافل که خنجر از پشت زنند غریبم ، غریبم نگاهشان فریبنده سخنانشان نیشدار در پشت نگاهشان یک دنیا کینه و دشمنی اما ظاهری فریبنده غریبم ، غریبم در این دنیا غریبم سخنم را نمی خوانند عشق و محبت صادقانه ام را به حساب حماقت می گذارند انگار که دشمن چندین ساله هستم غریبم ، غریبم و غم غریبانه ام را با خود به گور خواهم برد غریبم ، غریبم [گل]

بیقرارترین

باران می بارد ، باران می بارد بر روی تن سرد و بی جان من روح باران به تنم جان می بخشد از جا بر می خیزم به عشاق می پیوندم در باغ عشق ، قدم می زنم باران می بارد ، باران می بارد بدیهایم را می شوید روح خوبی در وجودم می دمد به تنم گرما می بخشد باران می بارد ، باران می بارد مرا به جشن رؤیاها می برد مرا به روی بلندترین کوه می برد تا از آنجا دنیا را نظاره کنم طلوع و غروب زیبای خورشید را قوس و قزح را خرمی و سرسبزی درختان را دریاچه ها ، دریاها ، آسمان و عظمت دنیا را راستی که دنیا چه عظمتی دارد [گل]

بیقرارترین

کاش یک نفر را هم ساقدوش می کرد اینجوری قابل اعتمادتر بودا[چشمک]

نانی آزاد ..... مترسک

قلب تو کبوتر است بال هايت از نسيم قلب من سياه و سنگ قلب من شبيه ... بگذريم دور قلب من کشيده اند يک رديف سيم خاردار پس تو احتياط کن جلو نيا برو کنار! *** توي اين جهان گنده‎ ، هيچ کس با دلم رفيق نيست فکر مي کني چاره ي دلي که جوجه تيغي است، چيست؟ *** مثل يک گلوله جمع مي شود جوجه تيغي دلم نيش مي زند به روح نازکم تيغ هاي تيز مشکلم *** راستي تو جوجه تيغي دل مرا توي قلب خود راه مي دهي؟ او گرسنه است و گمشده تو به او پناه مي دهي؟ *** باورت نمي شود ولي جوجه تيغي دلم زود رام مي شود تو فقط سلام کن *** تيغ هاي تند و تيز او با سلام تو تمام مي شود. عرفان نظرآهاری

morvarid_hamraz

migam haroz ye soozhe darin vase hamin khoobe be khoda, albate begama manam sakht dar rezhimam ama khodam na ba doctor[زبان]ehtiyaj be vazne nadaram dge

سمبوسه خانم

اتفاقاً اونا وزنه شون ديجيتاليه و كاملاً دقيق دوستت خيلي دبين بوده ... حالا لاغر شده يا نه تو اين چند روز ؟[نیشخند]

فرزاد

تا دیروز فلک میکردی که چرا مشق شبت رو انجام ندادی!!!!!!!!!![ناراحت] حالا هم که انجام دادم(اونم دوتا دوتا)نمیای[قهر]