امتداد

 

 

داشتم می رفتم.صدای خیابانها را می فهمیدم.

 

 

و بوق ممتد اتومبیلها از پرده گوشم به دالانهای

 

 

پر پیچ و خم مغز منتهی می گشتخدمات وبلاگ نویسی سایت سیمرغ        www.simoorgh.com. با خود گفتم

 

 

چقدر دلخراش است امتداد صدایی نامفهوم و رد

 

 

شدم...

 

 

اتومبیلی درست در جلوی پایم ترمز کرد خدمات وبلاگ نویسی سایت سیمرغ        www.simoorgh.comو سر

 

 

راننده با خشونت از شیشه ماشین بیرون آمد :خدمات وبلاگ نویسی سایت سیمرغ        www.simoorgh.com

 

 

هی خانوم! چته؟جلوی پاتو نگاه کن. همین جوری

 

 

سرتو انداتی پایین و داری میری!

 

 

و من خندیدم:می تونه این امتداد مفهوم پیدا کنه!

مجموعه شکلک های سایت سیمرغ     www.simoorgh.com 

 

و با تشکر از راننده از خیابان عبور کردم.www.simoorgh.com    خدمات وبلاگ نویسی سایت سیمرغ

/ 7 نظر / 2 بازدید
مهدیس

[عصبانی]تو خیابون حواست به کجا بود؟ خطرناکه دختر عزیزم مشکل من مادرزادیه از بدو تولد

هوشنگ

دقت کردم این بار آدرسو درست نوشتم این مطلب واقعا در مورد خود شماست؟ اگر هست چراکم توجهی میکنید؟ جان یک انسان ارزش بسیار زیادی دارد

حورا

بیشتر مواظب باش! [چشمک]

محسن

اگه این حقیقت داره پس مواظب خودت باش زیاد فکرشو نکن یا خودش میاد یا نامه اش