مهمه مگه

 

دنبال چیم؟

نمی دونم. دیگه هدفم شفاف نیست.

یه زمانی خیلی می دویدم تا زودتر برسم.... الان ؟

نه. روح رسیدن درونم مرده.

وقتی انقدر با ذوق و شوق عین یه بچه بدوی و برسی بعد ببینی اشتباهه، خرابه، هیچی نیست! عین یه بچه هم می شینی و گریه می کنی...

من چی می خواستم؟............. مهم نیست!

حالا چی میخوام؟ حتی نمی دونم چی میخوام چه برسه به اینکه برام مهم باشه!

ولی نمی خوام عین این آدمایی بشم که روزاشون داره میره و نگاهشون خالی شده از خواستن... این همون مرگ نیست؟

از تنهایی می نالیم ولی چقدر می تونیم از خودمون ببخشیم تا تنها نباشیم؟ چقدر خودخواهیم ما آدما!

/ 46 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
Ashke Mahtab

آررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررره [زبان] اين ديگه واقعيه. برم كه وقتنتو گرفتم.ايندفعه خارجكي ميگم كه واقعا برم.آخه ما ايرونيا فقط حرف ميزنيم [نیشخند] باي باي [خداحافظ]

مجید

همین قدر که از خودت این سوال ها رو می پرسی از خیلیها جلوتری

سلول

به نظر من رسیدن به هدف مهمه اما مهمتر چطور رسیدنه. بعضی وقتها هم از یه چیزهای باید گذشت تا چیزی تا کسی رو بدست اورد.

معلم تنها

سلام نیستای عزیز خوبی مهربان شب بخیر ممنونم از لطف همیشگیت منم همعقیده با شمام که اگر نگاهی از خواستن و رسیدن خالی بشه مرده ای بیش نیست خودخواهی را خوب اومدی افسوس..[افسوس]

آرامش

سلام خاله نیستا خوبی عزیز مرسی که پیشم اومدی شرمنده که دو روزه بهت سر نزدم خیلی قاطی هستی چته؟ مطمئئن باش هدفت رو از دست ندادی بگرد پیداش میکنی عکس این پست و پست قبلیت عالی بود

طاها

هفت شهر عشق را عطار گشت ما هنوز اندر خم یک کوچه ایم سلام وبلاگ زیبایی داری نشنیدی میگن دلا خو کن به تنهایی که از تنها بلا خیزد تنهایی همیشه بد نیست به ما هم سر بزن منتظر حضور گرم شما در وبلاگ طب گیاهی هستم[گل]

معلم تنها

دوباره کوه نگاهی به عرش خواهد کرد دوباره سایه هم آغوش نور خواهد شد و زمین، تشنه گاه معنی عشق و درختان، حضور وحدت سبز دوباره چلچله از فصل عشق خواهد گفت دوباره واژه غزلخوان بوسه خواهد بود و شعر، زمزمه راهوار انسانی و دست خاطر ما حلقه های بیداری دوباره پنجه خورشید جلوه خواهد کرد دوباره اینه ها غرق نور خواهد شد و زندگی طپش آشنای قلب یقین و رنگ باور فردا طلوع آزادی [گل]

محمد Mohammad

سلاااااااااااااااام خوبی نیستا جـــــــــــان؟ واااااااااای چه صبح دل انگیزی چه بوی بارونی جات خالی چه بارونی داره میاد ای کاش کسی بود دست تو دستش میذاشتم و با هم تو پارک زیر شر شر بارون قدم میزدیم بدون چتر و بی خیال از این دنیا صدام بزن اي عشق نزار منو تنها يه تار موي تو ميارزه به دنيا مي ارزه به دنيا نميدونم چي شد که بردي از يادم شدم مثل اشک و از چشم تو افتادم از چشم تو افتادم صبح 4 شنبه بارونی 27 آبان ماهت به خیر و شادی و لطافت همچون باران پائیزی شاداب باش که شادابی حق توست[قلب][گل]

ساناز

سلام دوستم مرسی بهم سر زدی و منو پسندیدی وبلاگت عاشقانه است دوست دارمش