آدم ها چقدر فرق دارن با هم

گوش هایت را باز کن تا خوب ببینی... نه، من دیوانه نیستم.

چند بار چشمانت دید و اشتباه کرد؟

راستی... شنیدی وقتی داشتم دستانم را برایت رو می کردم؟

دیدی؟ تو دیدی؟

ترس هایم از این است که تو ندیده بگویی دیدم.... و من بیهوده دلخوش شوم!

می شود یک درخواست داشت؟ دلخوشی هایم بیهوده نباشد لطفا! می شود؟

 

 

 

اینو دوست دارم: بابایی ما مخلصیم که یه کادوی دوست داشتنی بهم دادی و به شوخی گفتی شیرینیشو بده.... ولی موقعی که داشتم یه کوچولو پول می دادم شرمنده شدی و خواستی شیرینی کادوتم خودت حساب کنی... بابایی روی من حساب کن، باشه؟ اشک توی چشام جمع شده بود وقتی واسه یه شام کوچولو در برابر اون کادوی خوشگل تو، چند بار ازم تشکر کردی...

 

 

اینو دوست ندارم: هی تو، که برای مامانت اومدم بیمارستان.... متاسفم که هنوز نمی فهمی. خیلی ببخشید ولی خودخواه و پستی... عین همیشه! خوشحالم که منو دیگه هرگز نخواهی داشت. و متاسفم که حتی نفهمیدی برای چی اومدم! تشکر نکردنت مهم نیست... خدا بهم لبخند زد... یه دنیا برام ارزش داره... چه فرقی می کنه اگه چشم های تو هنوز کثیف و وحشتناکه؟

/ 26 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
(((پیشنهاد بی شرمانه)))

نیستا چقدر ادبیاتت زیباست.........................واقعا محشر و زیبا مینویسی................خوشحال میشم هر وقت آپ میکنی منو خبر کنی....................انصافا فوق العاده ای...........[لبخند]

سوته دلان

خدا بهت لبخند زد... خوب نه کثیفی چشمان او... نه حتی کثیفی یک سلول دیگر ارزش ندارد... فقط خدا بخندد همه چیز عالی می شود... حتی قعر جهنم هم بهشت می شود....[گل]

علیرضا

رسیدن به هدف هیچوقت آسون نیست...اما مهم هم نیست!!!...مساله رسیدن یا نرسیدن به هدف نیست...درد اینها نیست...نیکی و بدی نیست...پاکی و پلیدی نیست...خدا و شیطان نیست...مساله باور است...باور...گاه از خوب تا بد دنیایی باور فاصله است...

آرین

مرسی ... مطلب تو هم خیلی قشنگ بود . چه اسم جالبی داری ... نیستا ! امیدوارم دلخوشی هات هیچ وقت بیهوده نباشه . فعلا . [گل]

محمد(سلام بر زندگی)

واپسین سطر تمام نامه ها به هزار بوسه ی ساده می انجامید به دل دل دوباره ی دیدار به عبور سر نیزه ی نیاز از بناگوش گناه به نگاه رسواگر ماه از درز پرده ها به فاصله یی کوتاه و سوسوی سیگاری که فروغ زندگی می نالیدش چه قدر آرامش قبل بعد طوفان زیبا بود نه نیازی به رسیدن رویا نه میلی به خلاصی خواب تنها سرانگشت نوازش عطر آشنای علاقه و سکوت سکرآوری در حوالی خواب و بیداری کاش از آغوش آن همه آسودگی بیرون نمی آمدیم یغما گلرویی[گل]

شاهزاده احسان میرزا

اولا که بفرمایید کادوی ابوی چه بوده....ثانیا این کدام رعیتی بوده که تشکر بلد نیست....ما باید بدانیم...چون شاهیم اشراف داشته باشیم

آرامش

خدا پدرت رو برات حفظ کنه چه خوبه که خدا بهت لبخند میزنه خوشبحالت.........[قلب]

آرامش

یادم رفت بهت بگم عکست خیلی قشنگ بود[لبخند]