پاهای من

آی مواظب پاهایم باش!

با آنها آمده ام تا اینجا...

اگر می لرزند از خستگی است و الا من هنوز سر پا هستم.

و سر تا پایم غبار نیست.... این همان راهی است که آمده ام و دیگر هیچ!

من هنوز خاطره نشده ام! هنوز می توانم بسازم!

حساب مرا جدا کن از قاب عکس ها... می خواهم زنده ترین زنده ها باشم!

 

 

 

·        راستی دوستت دارم را چند بار به حقیقت گفته ایم؟

·        راستی وقتی می گوییم دوستت دارم دلمان چه می گوید؟

·        راستی.... دوستت دارم  دل خوش کنکمان نشود!

·        راستی.... چه زشتند احساس های پولکی! که اگر روزی فروختی

 دلت را... روزی هم می آید که می شنوی: نمی ارزی! برو...

 

/ 27 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
همايون

سلام دوست عزيزم چقدر اين مطلب عالي بود.... واقعا وقتي ميگوئيم دوستت دارم تا چه اندازه در گفتن آن صميمي هستيم؟.... سئوال بسيار جالبي را مطرح كردي. دست شما درد نكند [گل][گل][گل][گل][گل]

افشین

[گل] عصر روزشنبه سوم بهمن روز تولد ندا آقا سلطان تجمع سبزها پارک لاله،امیرآباد تا محل شهادت ندا همراه با شاخه های گل [گل]

محمد(سلام بر زندگی)

پاهای من از گناه فراوان شکسته اند دیگر نمی توانم از این پس بایستم سلام و درود فراوان [لبخند]

رضا ミمانا ミ

سلام نیسا جون خوبی؟ ممنون که تو این مدت بهم سر زدی قالب وبت خیلی خوشکله [قلب] اما در مورد کلمه ی دوستت دارم خوب این کلمه واقعا برای من با ارزشه و تا به حال به هیچ کس نگفتم چون حس می کنم باید اون رو به کسی گفت که ارزش و لاقت اون رو داشته باشه. راستی یه خصوصی گذاشتم واست و امیدوارم آنلاین باشی و زود جوابمو بدی [گل]

محمد(سلام بر زندگی)

پشت شیشه برف میبارد پشت شیشه برف میبارد در سکوت سینه ام دستی دانه اندوه میکارد مو سپید آخر شدی ای برف تا سرانجام چنین دیدی در دلم باریدی ... ای افسوس بر سر گورم نباریدی چون نهالی سست میلرزد روحم از سرمای تنهایی میخزد در ظلمت قلبم وحشت دنیای تنهایی دیگرم گرمی نمی بخشی عشق ای خورشید یخ بسته سینه ام صحرای نومیدیست خسته ام ‚ از عشق هم خسته غنچه شوق تو هم خشکید شعر ای شیطان افسونکار عاقبت زین خواب درد آلود جان من بیدار شد بیدار بعد از او بر هر چه رو کردم دیدم افسون سرابی بود آنچه میگشتم به دنبالش وای بر من نقش خوابی بود فروغ[گل]

محمد(سلام بر زندگی)

وای بر من نقش خوابی بود ای خدا ... بر روی من بگشای لحظه ای درهای دوزخ را تا به کی در دل نهان سازم حسرت گرمای دوزخ را؟ دیدم ای بس آفتابی را کو پیاپی در غروب افسرد آفتاب بی غروب من ! ای دریغا در جنوب ! افسرد بعد از او دیگر چی می جویم؟ بعد از او دیگر چه می پایم ؟ اشک سردی تا بیافشانم گور گرمی تا بیاسایم پشت شیشه برف میبارد پشت شیشه برف میبارد در سکوت سینه ام دستی دانه اندوه میکارد فروغ[گل]

هستی

یادها فراموش نخواهند شد حتی به اجبار، و دوستی ها ماندنی خواهند بود حتی با سکوت. [گل]

ستاره تنهایی من

آن روز که همه به دنبال چشم زيبا هستند، تو به دنبال نگاه زيبا باش [گل] سلام خوبی نیستا دیگه بروز نمی کنی [متفکر][گل]