کافی نیست

گویی باد می خواهد مرا با خود ببرد.

مقاوم تر می شوم... نمی گذارم از برای چیزهایی شوم که خود نمی خواهم.

باد تنها تکانم می دهد...

این منم که تصمیم می گیرم بروم یا نه!

تسلیم بشوم یا نه!

بخواهم یا نه!

 

ای کاش هیچوقت حسرت نخوریم که "دوستت دارم هایمان" کم بوده...

کاش سیرابت کرده باشم!

هر چند اگر دوست بداری هیچوقت گفتن "دوستت دارم" کافی نیست...

کاش روزی نرسد که بخواهم حتی یک روز هم که شده بیشتر داشته باشمت و نتوانم!!!

/ 31 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ستاره

سلام من تو وبلاگم یه مسابقه گذاشتم خوشحال میشم شما و دوستان عزیزتون شرکت کنید منتظرتون هستم.

نگار

گاهي كه پيشاپيش؛ دارد رد گم‌مي‌كند، مثلا. پنهان هم كه مي‌شود مي‌دانم رهاي‌ام نكرده است؛ حتا حالا كه زير سايه‌ي اين تخته‌سنگ.

فرهاد

زیبایی های زندگی را می توان نقاشی کرد؟ نمیدانم شاید ولی این را میدان برای نقاشی این طرح سرمه ی چشمانت را کم دارم

مرد خاکستری

سلام بر نیستای بزرگ چگونه اید؟ اول اینکه منو ببخش چون یکی دو هفته اس که نمیام به نت و نتونستن بلاگتون رو زیارت کنم البته باید ببخشی این یه دستوره[نیشخند] راستی الان هم که ما می خواییم باد رو به زور ببریم و باد این حرف ها رو داره مینویسه چون زورمون زیاده[زبان] بعد اون هم خیلی قشنگ بود اینم نمرت 75/19 بیست نمیدم [شوخی]

نسل سوخته

سلام نیستای عزیز به فکر گذشته و حسرت های همیشگی نباش آینده و فردا رو بساز با یه مطلب جدید به روزم

سحر

درود...خیلی زیبا نوشتی...[ماچ]

نفس

[گل]زیبا زیبا زیبا زیبــــــــــــــــــــــــــــــــــــــا بود