خوبم باباجون

وای خوبه حالم. خوبه هزار تااااااااااااااااااااااا

روپا بند نیستم. می خواهم بدوم.

من خوبم. یعنی خیلیا. یعنی چی!

نمیشه نوشت تو این حال  آخه.

من خوبم خدا جونم. اینجور موقع ها نوکرتم. بعضیا وقتی غم دارن یاد تو می افتن ولی من وقتی خوشم خیلی می خوامت.

من دیوونم آیا؟

این مانلی کوچولوی 2 ساله هم کف کرده از دست من. دیروز دور از جونتون عین این حیوونه هست اسمش سگه آهان ...همون.... بودم. امروز انقدر ماچش کردم همینجوری مونده. بچه نمی دونه خاله نیستاش چه جوریه! بمیرم براش. می فهمم چی می کشه. دیروز عصبانی بودم بابا می گفت دماغ نیستا رو بکش بچه جرات نمی کرد...

امشب ورش داشتم اومدم تو اتاق با هم رقصیدیم و منم هی گازش گرفتم این وروجکو... اینم یه جور ابراز علاقه  س...گ....ی ..... ه

ولی خدایی اون عقلش بیشتر از من می رسه فقط آهنگ های شاد بچه دوست داره. تا یه آهنگ غمگین می اومد عربده می کشید که عوضش کن! بچه انقدر پرو و بی تربیت! واه واه واه...

به کی رفته حالا؟

جالب می دونین چیه؟ من شادیمو خیلی انتقال میدم به دور و وریام. حال می کنن وقتی شادم و خوبم. ولی خدا نکنه نیستا یه مرگش بشه. دوست ندارم هیشکی منو ببینه.  حالا پیش خودمون بمونه ها امروز هیچ اتفاق خاصی نیفتاده. من شادی و غمم از وجود خودم نشات می گیره.

مستم آیا؟

 

 

/ 27 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ماه

خوشحالم که خوبی نیستا جون از خوشحالیت منم خوشحال شدم [گل]

معلم تنها

برای آنکه بماند حدیث من آن به که نغمه ها ز غم عشق سر کنم غیر از سرود عشق نخوانم به روزگار وز درد عشق سوز سخن بیشتر کنم چنگم بجز نوای محبت نمی نواخت طبعم به غیر عشق سرودی نمی سرود بسیار آفرین که شنیدم ز هر کنار بسیار کس که نغمه گرم مرا ستود آتش زدم ز سوز سخن اهل حال را اما زبان مدعیان خار راه بود دیدند یک شبه ره صد ساله می روم در چشم تنگشان هنر من گناه بود کندند درخیال بنای گذشتگان در پیش خود ستاره هفت آسمان شدند فانوس شعرشان نفسی بر کشید و مرد پنداشتند روشنی جاودان شدند این گلشن خزان زده جای نشاط نیست شاعر به شهر بی هنران بار خاطر است اینجا کسی که مدح نگفت و ثنا نخواند سعدی اگر شود نتوان گفت شاعر است گیرم هزار نغمه سرایم ز چنگ دل گیرم هزار پرده برآرم ز تار جان آن روز شاعرم که بگویم مدیح این آن روز شاعرم که بخوانم ثنای آن فریدون مشیری[گل]

معلم تنها

سلام نیستا جان چقدر از جمله آخر خوشم اومد که وجود غم و شادی را در خودتون جستجو کردید و بدان مست نیستی آخه شادی هرگز بهانه لازم نداره راستی اینروزها تو انتخاب عکس خیلی با سلیقه شدید مخصوصا عکس کفش من[مغرور]

معلم تنها

ای چشم خسته دوخته بر دیوار برخیز و بر جمال طبیعت چشمی مان پنجره وکن همچون کبوتر سبکبال خود را به هر کرانه رها کن از این سیاه قلعه برون ای در آن شرابخانه شنا کن با یادهای کودکی خویش مهتاب را به شاخه بپیوند خورشید را به کوچه صدا کن برخیز ای چشم خسته دوخته بر دیوار بیمار بیزاره بیرون ازین حصار غم آلود تا یک نفس برای تو باقی است جای به دل گریستنت هست وقت دوباره زیستنت نیست برخیز [گل]

دلتنگی های یک عمه

اما با این همه تقصیر من نبود که با این همه... با این همه امید قبولی در امتحان سادهْ تو رد شدم اصلاً نه تو ، نه من! تقصیر هیچ کس نیست از خوبی تو بود که من بد شدم! قیصر امین پور

سمبوسه خانم

والّا منم تو كار تو موندم هنوز يك روز از پست قبليت نگذشته ها [نیشخند] ولي خوشحالم كه خوبي ، خيلي خوشحال[بغل]

سمان

سلام این عکسه که گذاشتی یه کم آنتی فمنیسم داشت ها!

هوشنگ

سلام غمتم همه رو متجه میکنه