کار و زحمت برای 52 لقمه نون

 

نیستا با توجه به ارادت زیادی که به شما داره دیگه می خواد بگه جهنم و ضرر، همین جوری می خوام  تجربه های شغلیمو در اختیارتون بذارم.

از اونجایی که نیستا 52 تا شکم رو  باید سیر کنه بنابراین همیشه از همون اوان کودکی 52 جا کار می کرده. خب بچه ها!  سرنوشت هر کسی یه جوریه. مال ما هم اینجوریه. لطفا حالا جلوی اشکاتونو بگیرین بقیه اش مونده.

من همیشه ی خدا اکثر وقت ها ترجمه دارم و اگه وقت کنم سر کار انجام میدم.

یک روز نیستا به رییس: واقعا انقدر خرج زیاد شده ها  آدم باید چند جا کار کنه تا بتونه زندگی کنه.

رییس: خانوم شما که همین جا برای 4-3 جا کار می کنین.

نیستا: آخ              خجالت

 

یه روز دیگه که کار خیلی زیاد بود: رییس، خسته شدم به خدا. امروز اصلا نرسیدم کارای خودمو بکنم انقدر کار اینجا زیاد بود

رییس: من شرمنده،‌خانوم شما روزی 2 ساعت واسه ما کار کن 6 ساعت به کارای خودت برس. خوبه؟

 

و روزهای دیگه رییس می بینه نیستا هی داره تایپ می کنه!

رییس: خانوم چی کار می کنین؟

نیستا: دعا به جون شما.

رییس: دستتون درد نکنه. بهترین کارو می کنین!

نیستا: نیشخند

 

فهمیدین؟ نرین چند جا چند تا کار بکنین. همون یه جا چند تا کار کنین. البته رضایت رییس شرطه و گرنه اون پول کوفتتون میشه. از ما گفتن بود.

/ 22 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
دلتنگی های یک عمه

بله به شرطی که رئیس این باشد[لبخند] تولد داریم....میهمان ما باشید[گل][گل]

تی تی

[خنده]ایول میسی شما هم خوش باشی همیشه دوسجونی[ماچ]

محمد(سلام بر زندگی)

باید غم زمانه بپاشم به واژه ها زاروز که درد مردم ما گریه آورست چشمم پر آب باد از عشق بگذرم که دلم جای دیگرست باید که های های بگریم به درد ها در چشم شعر ما سخن اشک خوشترست ای سایه های عشق دیگر مرا ز وسوسه ی دل رها کنید ای واژه های بوسه و اندام و چشم ولب بر جای آب و رنگ شعر مرا به درد زمان آشنا کنید [گل]

محمد(سلام بر زندگی)

سلام خسته نباشید شب بخیر نیستا جان پس تونستی 52 فرصت شغلی ایجاد کنی پس کلی تو مسیر سازندگی کشور سهم داری ها[نیشخند]

سیده مریم

لبخند بهانه ای است بر ای زنده بودن “لحظه هایت سرشار از این بهانه”

محمد(سلام بر زندگی)

حقیقت دارد تو را دوست دارم در این باران می خواستم تو در انتهای خیابان نشسته باشی من عبور کنم سلام کنم لبخند تو را در باران می خواستم می خواهم تمام لغاتی را که می دانم برای تو به دریا بریزم دوباره متولد شوم دنیا را ببینم رنگ کاج را ندانم نامم را فراموش کنم دوباره در اینه نگاه کنم ندانم پیراهن دارم کلمات دیروز را امروز نگویم خانه را برای تو آماده کنم برای تو یک چمدان بخرم تو معنی سفر را از من بپرسی لغات تازه را از دریا صید کنم لغات را شستشو دهم آنقدر بمیرم تا زنده شوم [گل]

ژان والژان

دوستی یک اتفاق است و جدایی یک قانون ... امیدوارم همگام با هم در پهنه طبیعت قانون شکن باشیم [گل]

ا و ر ا ن و س

بابا ای ول کار خوبی میکنی چون اکثرا همه اینجورین آخه کی فقط یه جا یه کار میکنه؟[چشمک] درستشم همینه از وقتت نهایت استفاده رو میکنی[گل]

ستایش

سلام این را فعلا از همه بیشتر پسندیدم به خصوص متن زیبای شما دوست دارم نوشته هاتان را باز هم زودتر خواهم آمد قبلا هم آمده و بی نظر رفته بودم و این بار نشد دوستتان دارم