سیب من

دست هایم را دراز کرده ام به سوی سیبی که فکر می کنم از آن من است!

چه با فکر دست هایم پیش می رود به سویش.

نه! آسان نبود.

احساس هم انگشتانم را می فشرد....

چشم هایم هم تمنا می کرد!

 

گوش هایم چه می شنید؟

بچینم یا نه؟؟؟؟؟

در جایی خواندم تسلط!   .....   درست..... همین.....حالا

/ 35 نظر / 3 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سحر

تاثیر هر سخنی تنها به اندازه نیرویی که در کلمات و عباراتش دارد نیست...به آنچه مخاطب در دل و روح خود دارد مربوط است[گل]

آوای درون

دستت رو دراز کن و سیب رو بچین! مال توئه [لبخند]

پریسا

اگه می دونی ماله توئه پس شک نکن

محمد Mohammad

سلااااااااااااااام خوبی نیستا جــــــــــــــان؟ صبح شنبه 21 آذرماه در این آخرین روزهای پائیزی برایت خوبی ها رو میخواهم و امیدوارم هفته خوبی را شروع کرده باشی و به خوبی به آخرش برسونی چون آخر هفته شروع محرم ماه حسین (ع) ماه پیروزی خون بر شمشیر میشود باید خودمونو برای اقامه عزاداری خامس آل عبا آماده کنیم نگاهم کن که من محتاج آن چشمان دلتنگم بمان بمان با من که من بي تو به يک دنيا شقايق دل نمي بندم آپیدم اگه وقت داشتی و دوست داشتی سری بزن و نظری مرقوم فرما [چشمک] شاداب باش که شادابی تو آرزوی من است[گل][قلب]

ghoghnoos

اگه مطمئن شدی که سیب خودته پس به دستش بیار[گل]

حسین

ممنونم عزیز. کامنت مهم نیست[گل]

فروزان

سهم من از تو ، نیمه ی دیگر سیب بود که وقتی له شد زیر پای باد تو خندیدی و من در حسرت سهمم تمام سیب ها را از درخت پاک کردم محمد اسلامی سوزایی