همنشینی با پدر

 

بابا پیکشو میریزه و با شوخی میگه بر یزم؟

نگاش می کنم و می خندم. از اون خنده هایی که هزارتا معنی داره.

از اون خنده هایی که چشاتم داره می خنده.

از اون خنده هایی که ارزش داره...

همیشه خنده ی نگاهشو دیدم ولی شرم بوده یا چیز دیگه باهاش همراه نشدم!

بابا می دونه چقدر جسورم ولی با همه ی جسارتم بهش احترام می ذارم. تنها کسی که بارها شده برخلاف میلم بهش گوش دادم. یه اطاعت همراه با احترام! و شاید می تونم بگم تنها مردی که تونستم در عین حال که سعی می کنم انجام ندم چیزهایی رو که نمی پسنده، دوسش داشته باشم.

جنس من جنس خودشه! برق نگاهم رو همیشه توی نگاهش دیدم.

سخته از جنس زن باشی و بخوای همیشه رو پای خودت باشی. عاطفه داشته باشی و به روت نیاری. ولی بابا بهم یاد داده. برای همین انقدر قدرت دارم. قدرتش رو دیدم و دوست دارم. قدرت یه احساس پدرانه رو. که چطور می تونه مهار کنه.

 

نگاش می کنم و می خندم: بریز بابا....

 

بابا می خنده و با شیطنت دوست داشتنی تو چشماش میگه:

-         با من باش! هر وقت که دوست داشتی ،‌می تونی با من باشی.....

 

حرفش! تجربه اولم نبود ولی با بابا قشنگ بود. قشنگ...

چقدر سعی می کنه خوب باشه برامون!

 

آی آقای پدرجان! دمت گرم. من خوبم و آروم. از همنشینی با شما لذت بردم.

/ 35 نظر / 3 بازدید
نمایش نظرات قبلی
معلم تنها

برو ای روح من آزرده از تو ترک کن مارا که من در باغ تنهایی ببویم عطر گل های رهایی را برو ای ناشناس اشنای من که در چشمت ندیدم آفتاب آشنایی را تویی از دودمان من ولی دود از دماغ من برآوردی به چشمم تیره کردی روزهای روشنایی را من از آغاز میلاد تو همراهت سفر کردم پس از یک عمر دانستم سفر با مردم نامرد دشوارست سفر با همهره نامهربان تلخست برو ای بد سفر ای مرد ناهماهنگ که میگویم مبارکباد بر خود این جدایی را تو از این سو برو در جاده های روشن و هموار من از سوی دگر در سنگلاخ عمر می پویم که در خود دیده ام جانسختی و رنج آزمایی را [لبخند]

معلم تنها

سلام نیستا جان شب بخیر ضمن قدردانی از محبتهای بیدریغت بخوندن آپ جدیدم دعوتت میکنم ایشالا اگر مجالی بود تشریف بیاورید[خجالت]

ت ی ن ا

سلام نیستای عزیزم واقعا این پدر ایول داره[پلک]

محمد Mohammad

سلاااااااااام خوبی نیستا جـــــــــان؟ یعنی با بابات مشروب خوری؟؟؟[تعجب] یا حضرت عباس نجاتم بده[مغرور] شاداب باش[گل][ماچ]

رضا (عشق من شبنم)

کیییییییییییییییییییییییی؟؟؟؟ من؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ بلد نیستم اصلا[نیشخند][دروغگو][چشمک]

آوای درون

من مطمئنم که قلب های زیادی تو رو دوست دارند نیستا جان، تو خیلی دوست داشتنی هستی [لبخند]

پریسا

نوش جای منم بخور البته باید قول بدی یه بار با هم بشینیم

محسن

سلام ممنون پیشم آمدی خوش باشی [چشمک]

هوشنگ

نخوردم نمیخورم و اگه خدا بخواد نخواهم خورد.[گل]