بازنده

 

خودت را که ببازی انگار سقف ندارد آسمان بدبختی هایت و در معرض شهاب های سنگی،‌ مغزت واژگون می شود.

خودت را که ببازی،‌ این افسردگی است که قامت راست کرده و تو را به سخره می گیرد.

خودت را که ببازی مرگ به سراغت نمی آید چرا که جان کندنی سخت در پیش رو داری.

خودت را که ببازی...حریف قدرتمند می شود. بازنده باش ولی ضعیف نباش که ضعیفان همپای مردگانند در خواستن چرا که تنها نظاره گر هستند با دست هایی ناتوان!

نیستا

/ 25 نظر / 2 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مدیر یت وبلاگ حکایت : علی قر یشی

سلام من واقعا پوزش میخواهم من دنبال کاره سربازیم هستم سرم واقعا شلوغ هست از اینکه نمی تونم آپ کنم شرمندم ( آخه فعلا پی سی هم ندارم ) از اینکه حکایت را فراموش نمیکنید ممنونم ------------------------------------------------------------------------- به روزم با آرزوی موفقیت [گل] قالب جدید مبارک

ساناز

سلام چه عکس جالبی گذاشتی ممنون

ز-ب

نميدونم چرا ولي احساس ميكنم دلت مثل من بد جور با درد آشناست اما قرص و محكمه... ممنون كه سرزدي بازم بيا

سروش

سلام خیلی جالب بود... اگه خواستین به ما هم سر بزنید... امیدوارم همیشه برنده و قوی باشید...

هوشنگ

چه عکس زیبایی چه متن دل انگیزی آدم یاد نوشته های هگل و نیچه و از این صحبتها می افته[نیشخند]

آرامش

اگر مي خواهي محال ترين اتفاق زندگيت رخ بدهد ......... باور محال بودنش را عوض كن[گل][گل][گل][گل][گل]

مـانـا

سلام نازنین خانوم مطلبت خیلی قشنگ بود نتیجه گیری خوبی هم داشت با یه شعر جدید بروزم خوشحال میشم تشریف بیارید [گل]

اصغر عظيمي مهر

سلام ! آره منظورم همین عکسی بود که شکستگی محض است در خیال حمایت از آنچه دوستش داری !

هیچکس

هی دختر جون تو که هنوز آپ نکردی دوست داشتی یک سر هم به من بزن با اطلاعاتی در مورد انواع کفش کوه به روزم